سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
239
تاريخ ايران ( فارسى )
داشته و ريش دراز آنها هنوز به خوبى پيداست . اين رواق باشكوه البته مدخل قصر بزرگى بوده كه اهم قصور پرسپليس و آن نيز بناى كزركسس يعنى خشايارشا مىباشد . پلكان ديگر كه به اين قصر ميرود حجارى عالى دارد . ديوار اصلى آن سطحه كه تقريبا دوازده پا ارتفاع دارد مزين بسه رديف از نقوش است . نقوش مزبور در طرف چپ عبارتست از سوارهاى مسلح با عرادهها و آنها پاسبان پادشاه ميباشند كه با حشمت و جلال با صداى موزيك پيش ميآيند . در سمت راست نقوشى است كه بين آنها صورت سرو ساخته شده و اين صورتها آن نقوش را منقسم به چند دسته نموده و نقشهاى مزبور اقوام مختلف اللسان كشور را ظاهر ميسازد كه از اطراف و اكناف هدايا و خراج ميآورند . بارى چون از اين پلكان بالا روند بتالار كزركسس وارد ميشوند . تالار نامبرده داراى هفتاد و دو ستون بوده و آنها منتهى بسرستونهائى ميشدهاند كه از دو نيمتنهء گاو ساخته شده و زيرگلوئى يا شاهتير سقف بر روى آنها واقع بوده و امروز فقط ده دوازده ستون از آنها برپا مىباشد ليكن تالار مزبور كه سقف آن از چوب ارز و داراى درهاى بزرگ بلند بوده تصوير و طرح كردنش آسان است . مجموع اين عمارت عالى تخمينا مربعى « 1 » ميساخته كه صد و پنجاه پا طول ضلع آن بوده است . مشكوك است كه اين تالار داراى ديوار بوده باشد ، بلكه مظنون است كه مثل قصر شوش كه در كتاب استر « 2 » تورات وصف آن شده در پيش عمارت پردهها آويخته و در عقب و جنبين ديوار داشته است و اين سبك در ايران بعدا نيز معمول بوده چنان كه تالارهاى سلام سلطنتى كه در اين كتاب وصف آن شده شاهد اين مدعاست و اكنون نيز اهم خصايص معمارى ايرانى وجود تالارهاى بزرگ است كه جلوى آن باز و طرفين و عقب آن بسته مىباشد . قصر داريوش نيز اگرچه كوچكتر است داراى اهميت مىباشد و احتمال دارد
--> ( 1 ) - من در 1916 بعضى از اين نقوش و تصاوير برجسته را ديدم كه بروبر زمين افتاده بودند « مؤلف » . ( 2 ) - شرحيكه در باب اول آيه 6 استر تورات ذكر شده بقرار زير است : پردهها از كتان سفيد و لاجورد با ريسمانهاى سفيد و ارغوان در حلقههاى نقره بر ستونهاى مرمر سفيد آويخته و تختههاى طلا و نقره بر سنگفرشى از سنگ سماق و مرمر سفيد و در و مرمر سياه بود « مؤلف » .